۱۳۸۸ بهمن ۱, پنجشنبه
Public Enemies 2009
Public Enemies 2009
کارگردان: Michael Mann
بازیگران: Johnny Depp (جان دلینجر ) Christian Bale (بازرس پرویس)
خلاصه داستان :
یک سارق بانک به نام جان ئلینجر در سال 1933 از زندان ایالتی ایندیانا به همراه دوستانش فرار می کند تا بانک های بیشتری را غارت کنند .بازرس پرویس هم مامور می شود که او را به هر شکل ممکن دستگیر کند اما دستگیری او کار آسانی نیست جانی که به عنوان دشمن شماره یک مردم شناخته شده به سرقت های خود ادامه می دهد تا اینکه بر خلاف توصیه استادش عاشق می شود و پای یک زن به میان می آید...
درباره فیلم :
به گمانم این دومین فیلم مایکل مان است که بیو گرافی یک شخصیت تاریخی را برای فیلم ساختن انتخاب کرده .بعد از موفقیت او در فیلم ((علی)) که داستان زندگی محمد علی کلی بود اکنون او با فیلم دشمنان مردم ،داستان زندگی یک بانک ربا را دستمایه خود قرار داده تا فیلم زیبای دیگری را به دوستدارانش عرضه کند برای اینکه بدانیم کارگردان تا چه حد وفادار به زندگی نامه سارق معروف بوده باید دارای قابلیت هایی بود که از جمله آشنایی با زبان و فرهنگ آمریکایی است و همینطور در دسترس بودن زندگی نامه دقیقی از جان دلینجرتاریخی بنابراین بحث اینکه شخصیتی که جانی دپ بازی کرده تاچه حد وفادار به تاریخ بوده را به دیگران واگذار می کنم و به همان قرار قبلی خودم پایبند می مانم که قراراست من فیلم ها را به عنوان یک جوان مخاطب عام ساکن ایران نگاه کنم و نه چیز دیگر اما برای راهنمایی کسانی که به مبحث بالا علاقمند هستند دو لینک از ویکی پدیا می آورم اولی به زبان فرنگ و دومی به زبان خودی که سابقه تاریخی جان دلینجر را بازگو می کند امیدوارم مشتاقی پیدا شود و فیلم را از این منظر دنبال کند
لینک اول : http://en.wikipedia.org/wiki/John_Dillinger
لینک دوم : http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AC%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D9%84%DB%8C%D9%86%D8%AC%D8%B1
اما فیلم ((دشمنان مردم)) ازدیدگاه من داستان انقراض گنگسترهاست. در آغاز فیلم همه جا برای برای (جانی) امن است و اوضاع بر وفق مراد اوست.ماشین های پر سرعت برایش آماده می شوند ،فاحشه خانه ها برای او محل استراحت فوق العاده ای است و کار چاق کن ها به فرمان اویند
در همان اوایل فیلم اولین هشدار را از زبان دوستش می شنویم که در مقابل گفته جان که میگوید هیچ نقشه ای برای آینده ندارد پاسخ می دهد که: ((کاری که ما میکنیم برای همیشه باقی نمیمونه)) و با پیش رفتن فیلم میبینیم که حق با دوستش بوده. زمانه در حال تغییر است و هر کس خود را منطبق با شرایط نکند محکوم به فناست جان دلینجر جزو کسانی است که نمیتواند یا نمی خواهد خود را منطبق با شرایط روز کند.ودر این گیر و دار اشتباه دیگری نیز مرتکب می شود و دلبسته زنی می گردد که درجایی از فیلم از زبان کسی می شنویم که یکی از قوانین این است که عاشق هیچ زنی نشوند(این معنی را مایکل مان در فیلم مخمصه هم به طرز دیگری بیان کرده بود).اکنون دشمن شماره یک مردم میخواهد مانند مردم عادی عاشق شود و خانواده تشکیل بدهد اما چون او خاص است زندگی خاصی هم دارد بنابراین به درستی از زبان معشوقش می شنویم که : ((من عاقبت خودم را در همان کافه و در همان شغل میبینم)). با اینکه جان در بسیاری از زمینه ها آدم باهوشی است اما در درک موقعیت خودش فراستی ندارد تنها آن گاه به شرایطش وقوف پیدا میکند که دیگر فاحشه خانه ها برایش امن نیست و کارچاق کن ها برایش کاری ندارند و آن وقت گانگستر نوع جدید کسی که در کارشرط بندی از طریق خطوط تلفن است برایش توضیح می دهد که ما از راهی امن تر پول بیشتری به جیب می زنیم اما تو برای ما خطرناکی چون پلیس تو را دشمن شماره یک مردم می داند .زمانه جدید سارق جدید می طلبد و سارقان قبلی در دنیای نو جایی ندارند .وسکانس باشکوه سینما که جان دلینجر شرایط خود را با کلارک گیبل داخل فیلم یکسان می بیند گویی حرف های گیبل حرف های اوست که می گوید: ((در راه هدفی که داری بمیر این راهیه که همه ما می ریم، هیچ وقت ازش فرار نکن)) (جانی) که دوست ندارد طرززندگی اش را تغییر بدهد و از طرفی دنیای جدید این نوع زندگی را بر نمی تابد خود به استقبال مرگ می رود .در واقع جان دلینجر این فیلم من را به یاد داش آکل خودمان انداخت .داش آکلی که خود را به کشتن داد چون زندگی بدون مرجان برای او معنایی نداشت .کاکا رستم کسی نبود که بتواند دخل داش آکل را بیاورد .دوران داش آکل تمام شده بود .
در فیلم نیز میبینیم که جان دلینجر با رخوت خاصی بعد از بیرون آمدن از سینما به پیش میرود .گویی دیگر حاضر نیست زندگی کند و گرنه پلیس ها هیچوقت نمیتوانستند او را گیر بیندازند او خودبه آغوش مرگی رفت که برایش از زندگی درزمانه جدید لذت بخش تر بود.متاسفانه گلدن گلوب با (دشمنان مردم) مهربان نبود امیدوارم منتقدان اسکار این فیلم را ببینند .فیلم دارای نقاط قوت بسیاری است ازجمله فیلمنامه محکم و قوی و دیالوگ نویس عالیش که حتی در ترجمه شادابی خود را حفظ کرده.فیلمبرداری چشم نوازی نیز دارد که از دیدن چند باره فیلم احساس خستگی به کسی دست نمی دهد همه این ها را به اضافه مایکل مان و جانی دپ کنید ببینید چه از کار در می آید اگه یه روز اعصابتون خیلی خراب بود و احتیاج به یک مسکن قوی داشتید دیدن این فیلم را بهتون شدید توصیه میکنم .این هم لینک آی ام دی بی فیلم :
http://www.imdb.com/title/tt1152836/
نمره من به این فیلم 8 از 10 امتیاز
۱۳۸۸ دی ۱۴, دوشنبه
9-movie2009
9-2009
کارگردان: Shane Acker
صداها: Christopher Plummer (یک) Elijah Wood (نه) Jennifer Connelly (هفت) و...
خلاصه فیلم :
عروسکی پا به عرصه وجود می گذارد با نام 9 آن هم در دنیایی که همه چیز نابود شده است .او ابتدا فکر میکند تنهاست اما اعداد دیگری را هم در گوشه و کنار میبیند که همگی ازموجودی وحشت انگیز می ترسند .او با کمک دوستانش موفق می شود که آن حشره مکانیکی را از پای در آورد اما به خاطر فضولی بیش از حدش موجودی وحشتناک تر ازخواب بیدار می شود ....
درباره فیلم:
اگه یک کارگردان جوان برای ساختن اولین فیلمش متوسل به یک کارگردان با تجربه شود که صاحب سبک هم هست هیچ شکی نداشته باشید که فیلمی که می بینید فیلم آن کارگردان جوان نیست بلکه رگه های متعددی از تفکر کارگردان صاحب سبک در فیلم راه پیدامیکند و میتوان فیلم را تا حدودی مشترک نامید به همین دلیل است که من فیلم 9 را تا حدودی فیلم (تیم برتون) تهیه کننده می دانم نه ((شین اکر)) جوان و شاید برای همین است که شباهت های بسیاری بین این انیمیشن با (عروس مرده برتون) میبینم هر دو کارتون هایی بودند که بیشتر برای بزرگسالان ساخته شده بودند نه بچه ها(بیژن اشتری نیز در دنیای تصویر به درستی به این مطلب اشاره داشت که فیلم بیشتر برای بزرگ ترهاست) هر دو این کارتون ها درباره ارواح هستند شاید برای همین است که کوچولوها نه از عروس مرده خوششون میاد نه از فیلم 9 (درباره برادر زاده 7 ساله من که صدق می کند ) جالب اینکه پایان هر دو فیلم شباهت بسیاری به همدیگه دارند نگاه کنید به پرواز عروس مرده به سوی ماه در حالی که شاپرک شده و پرواز روح عروسک ها به آسمان حتی می توانم بگویم به همین خاطراست که کارتون 9 زمخت است و کاراکترهای آن زیادقشنگ و تو دل برو نیستند و سعی نشده ظرافتی در ساخت آنها به کار برودچون سازندگان آن می دانستند مخاطب آن ها کوچولوهای دوست داشتنی نخواهند بود و اتفاقا من این رویکرد را می پسندم چرا که قبول ندارم ژانر انیمیشن تنها برای کودکان است و نه افراد دیگری.چه خوب است که می بینیم کارتون هایی ساخته می شود تنها برای بزرگسالان اما صرف نظر از دراماتیک بودن روند فیلم که ساخت زیبا و تفکر محکمی هم پشت آن است فیلمنامه در جاهایی لنگ میزند و مشخص است که برای طولانی کردن یک داستان کوتاه به ترفندهای مختلفی متوسل شده اند (با توجه به اینکه فیلم اولیه یک انیمیشن کوتاه بوده و تیم برتون بعد از دیدن آن کارگردان جوان را ترغیب کرده که کارتون یبلند براساس آن بسازد) مثلا هیولای اولیه وطرز برخورد عروسک ها با آن و نابود کردن آن چیز زائدی به نظر می رسد که نبودن آن هیچ ضرری به کلیت داستان نخواهد زد و.....
اما این فیلم داستانی است در تقدیر از شجاعت و نشان دادن این موضوع که تنها انسان های شجاع قادر به تغییر شرایط اطراف خود هستند عدد 9در بین عروسک ها آخرین عدد است و شاید سمبلی از نوع تکامل یافته آنهاباشد که بر عکس عدد یک که همیشه محتاط عمل می کند می تواند بر محیط اطرافش غلبه کند و آن را قابل تحمل تر کند آرزو می کنم نسل جوان کشور من هم نوع تکامل یافته جوان های 57 باشند که با سری پرشور به استقبال خطر رفتند اما برنامه ای برای بعد از پیروزی نداشتند امیدوارم 9 های امروزی با برنامه تر عمل کنند و همچون پایان کارتون 9 امیدها رو به فزونی برود. به هر حال دیدن این کارتون زیبا خالی از لطف نیست و آن را به همه دوستانم توصیه میکنم .این هم لینک آی ام دی بی فیلم :
http://www.imdb.com/title/tt0472033/
نمره من به این فیلم 7 از 10 امتیاز
۱۳۸۸ دی ۹, چهارشنبه
The Hurt Locker 2008
The Hurt Locker 2008
کارگردان: Kathryn Bigelow
بازیگران: Jeremy Renner (جیمز) Anthony Mackie (سنبورن) Guy Pearce (تامپسون) Evangeline Lilly (کانی جیمز)
خلاصه داستان:
گروهی از سربازان آمریکایی که متخصص خنثی کردن بمب هستند بر اثر یک انفجار رئیس خود را از دست می دهند و(جیمز) به عنوان رئیس جدیدی برای آنان می آید که رفتارش با قبلی فرق میکند.ابتدا تنش بین او و گروه زیاد است تا جایی که حتی فکر کشتن او به سر یکی از افراد گروه میرسد اما با پیش آمدن وقایعی سخت و بروز شجاعت هایی از او همه او را می پذیرند اما مشکلات در عراق بسیار است ...
درباره فیلم:
قبل از شروع نقد فیلم باید بگم که قصد من فقط این بود که فیلم های روز جهان را نقد کنم اما این فیلم با اینکه در سال 2008 نمایش داده شده اما نامزد جوایز متعددی در مراسم گلدن گلوب امسال شده و برای همین من این فیلم را به عنوان فیلم روز نقد می کنم .
((قفس رنج)) که ظاهرا کنایه ازلباسی است که خنثی کنندگان بمب به تن می کنند و همینطور اشاره به شرایط روحی سربازان آمریکایی در کشوری بیگانه رادارد از دیدگاه ( هنر برای هنر) فیلم خوب و قابل اعتنایی است فیلمنامه بدون نقصی دارد و بازیگرانی خوب و کارگردانی چیره دست که با هنرمندی چنان ملموس و واقعی ماجراها را به تصویر می کشد که وسط فیلم آدم گاهی شک می کند که فیلمی مستند درباره عراق می بیند یا یک فیلم سینمایی را .اما برای من فیلم خوب و کاملی نبود چرا که من بیشتر طرفدار دیدگاه (هنرمتعهد) هستم و به همین دلیل فیلم زیبایی مثل (قفس رنج) را که در جهت منافع سیاسی آمریکا ساخته شده و حضور سربازان آمریکایی در عراق را توجیه می کند دوست ندارم .البته که این توجیه برای من اصلا قابل قبول نیست مثلا اینکه چون متخصص خنثی کردن بمب در عراق کم است وجود سربازان آمریکایی در آنجا لازم است بیشتر باید حرف (جورج بوش) باشد تا خانم (کاترین بیگلو) .احساس میکنم که اگر این فیلم در دوره ریاست جمهوری (اوباما) ساخته می شد خیلی بهتر و زیباتر می شد تا دوره (جورج بوش) .به هر حال فیلم (قفس رنج ) فیلمی است که تاریخ مصرف آن گذشته است و بیشتر من را به یاد فیلم به شدت تبلیغاتی ریدلی اسکات (سقوط شاهین سیاه) انداخت که درآنجا نیز دخالت نظامی آمریکادرسودان توجیه می شد.هنگامی که در آخر فیلم قفس رنج سرباز امریکایی با قدم هایی محکم برای ماموریتی دوباره از هواپیما پیاده می شود و این بار به جای 40 روز قرار است 365 روز در عراق بماند خدا را شکر کردم که با آمدن اوباما زیاده خواهی امثال خانم بیگلو و جورج بوش به فراموشی سپرده شد و مردم عراق هم امیدوارشدند مشکلات خودشان را خود حل کنند و صاحب مملکت خود باشند. اما صرف نظر از این نقطه ضعف بزرگ فیلم (قفس رنج) فیلم واقعا خوبی است و صحنه های به یاد ماندنی بسیار دارد که تا مدت ها از یاد آدم نمی رود.از جمله تصویر مردی که به زور بمب ها به او وصل شده و او التماس کنان کمک می خواهد و سرباز آمریکایی عاجز از کمک به اوست و او در لحظات آخر شهادتین را به زبان می آورد و یا صحنه کودکی که او را کشته اند و در درون شکمش بمب کار گذاشته اند.اصلا بهتر است فیلم را با این پیش زمینه ببینید که ماجرای ماندن سربازان آمریکایی در عراق مدت هاست که تمام شده است .این هم لینک آی ام دی بی فیلم :
http://www.imdb.com/title/tt0887912/
نمره من به این فیلم 5/6(شش و نیم ) از 10 امتیاز
۱۳۸۸ دی ۳, پنجشنبه
Gamer 2009
Gamer 2009
کارگردان: Mark Neveldine وBrian Taylor
بازیگران: Gerard Butler (کیبل) Michael C. Hall (کن کسل) Kyra Sedgwick (جینا) و...
خلاصه فیلم :
داستان در آینده ای نه چندان نزدیک اتفاق می افتد.همه عالم دیجیتالی شده و شرکتی بزرگ به مدیریت ( کن کسل ) مدیریت یک جامعه مجازی را بر عهده دارد که در آن می توان اختیار خود را به کسی دیگر داد تا برایتان تصمیم بگیرد و یا اختیار افرادی را بر عهده بگیرید .در این جامعه به افرادی که محکوم به مرگ شده اند فرصتی داده می شود تا وارد یک بازی جنگی به نام قاتلین شوند و اختیار خود را به (بازی خور) هایی بدهند که آنها را هدایت میکنند و اگر پس از 30مرحله زنده ماندند آن ها آزاد خواهند شد .در این میان (تیلمن) که به (کیبل) معروف شده 27 مرحله زنده مانده و امیدهای او برای رهایی زیاد شده اما بازی مهم تری در راه است ....
درباره فیلم:
فیلم (بازی خور)gamer فیلم ضعیف و بدی است که بیشترین ضربه خود را از فیلمنامه بی سر و ته آن خورده است امسال فیلم آینده نگر دیگری که نزدیک به معنای همین فیلم بود ساخته شد به نام ((جایگزین ها)) Surrogates که به مراتب بهتر از این فیلم بود چه از لحاظ فیلم نامه و چه از لحاظ بازیگران. کافی است (بروس ویلیس ) آن فیلم را با (جرارد باتلر) این فیلم مقایسه کنید البته ایده فیلم بکر و خوب بود(آدم هایی که میتوانند وارد دنیای بازی های کامپیوتری شوند و به دست بازی خور ها اداره شوند) اما فیلمنامه نویسان و کارگردانان فیلم که یکی هستند ایده را تباه کرده اند .نقش اول فیلم که ( جرارد باتلر) آن را بازی می کند بسیار اغراق شده و تصنعی است و از همه بدتر روی بقیه نقش های فرعی اصلا کاری صورت نگرفته گویا آدم های کاغذی دور و بر نقش اول را گرفته اند تا او را پر رنگ کنند در صورتی که نقش (همسر کیبل) میتوانست خیلی بهتر و موثر تر باشد و یا نقش بازی خور 17 ساله که وسط فیلم ناگهان غیب می شود و معلوم نیست چرا اسم فیلم را از آن نقش گرفته اند. بازی بازیگران هم اصلا چنگی به دل نمی زد مگرتا اندازه ای ( مایکل سی هال) که شاید من فیلم را به خاطر او دیدم چون در نقش دکستر (در سریالی به همین نام) واقعا خوب بازی کرده بود و من از او در همین اندازه ها توقع داشتم که بر آورده نشد.اگر این فیلم را نبینید چیزی را از دست نداده اید این هم لینک آی ام دی بی فیلم :
http://www.imdb.com/title/tt1034032/
نمره من به این فیلم 4 از 10 امتیاز
۱۳۸۸ آذر ۲۵, چهارشنبه
Funny People 2009
Funny People 2009
کارگردان : Judd Apatow
بازیگران : Adam Sandler (جورج سیمونز) Seth Rogen (آیرا) Leslie Mann (لورا) Eric Bana (کلارک )
خلاصه فیلم :
(جورج سیمونز) یکی از برترین اجرا کنندگان کمدی استندآپ در آمریکاست که ثروت زیادی هم کسب کرده اما ناگهان متوجه می شود که دچار نوعی سرطان خونی وخیم است که امید بسیار کمی برای نجات او وجود دارد .(جورج) سعی می کندکه خود را غرق در کار کمدی کند .بنابراین کمدین تازه کاری را استخدام می کند تا برایش جوک بنویسد و برنامه هایش را بامزه تر کند. با ورود ( آیرا) به زندگی جورج سبک زندگی او تغییر می کند و (جورج) نشانه های بهبودی در خود می بیند اما این همه ماجرا نیست ....
درباره فیلم :
(آدم هاي بامزه) درباره كساني است كه به صورت ايستاده پشت ميكروفني تك نفره براي مردم نمايش مبدهند. اگه اشتباه نكنم به چنين مردمي كه آدم ها را ميخندانند و جك تعريف مي كنند به زبان فرنگي اصطلاحا (كمدي استند آپ) مي گويند .البته ما مردم ايران هنوز با چنين شغلی آشنايي زيادي پيدا نكرده ايم .در زمان رژيم سابق كه به نياز هاي مدني مردم اندكي بيشتتر توجه مي شد كافه هايي به وجود آمده بود كه مردم خسته از كار روزانه هنگامي كه براي صرف يك فنجان چاي و نوشيدني هاي ديگر يا لقمه اي شام به آنجامي رفتند با برنامه هاي مختلف سرگرم مي شدند.اكثر اين برنامه ها در آغازموسيقي و گاهي رقص بود اما ظاهرا اين اواخر كساني پيدا شده بودندكه مردم را جور ديگري سرگرم كنند.آنان آدم هاي بامزه بودند سيد كريم ظاهرا جزو اولين كساني بوده كه براي مردم حكايت هاي خنده دار و با مزه به صورت تك نفره اجرا ميكرده اما با بروز حادثه ناخوشايند انقلاب شكوهمند اين مكان ها به مراكز فساد و فحشا تعبير شد و به مردم شهيد پرور تفهيم شد كه آنان نيازبه خنده و سرگرمي ندارند و همان محرم و صفر و ماه مبارك و ليالي قدر براي آنان كافي است .بعد ازجنگ وعادي شدن اوضاع اجتماع اندك اندك آدم هاي باهوشي بر سر كار آمدند كه مدعي بودند مردم ما به قدر كافي گريه كرده اند و حالا ملت گريه مستوجب اندکي بخششند بنابراين در جشن هاي 22 بهمن و مناسبت هاي مختلف كم كم سنتي به وجود آمد كه مجريان اندكي خوشمزگي كنند و مردم را بخندانند شايد اوج اين قضيه را بتوان پيدايش و درخشش حميد (رضا ماهي صفت) و معروف شدن او درزمان (سيد محمد خاتمي) دانست كه به (مستر بين ايراني) معروف شد.اصولا آدم گاهی متعجب می شود که چرا در ایران کلوپ شبانه ای وجود ندارد .اصلا چرا شب به محلی رفتن و خستگی را از تن به در بردن در این مملکت جزو گناهان غیر قابل بخشش است مگر قرار است چه کاری در آن مکان ها انجام شود و اینکه آیا باپاک کردن صورت مساله آقایان توانسته اند از جرم و بزهکاری ملت شریف کم کنند؟؟آیا امکان نداشت با وجود چنین مکان هایی اندکی از آمار پارتیهای زیرزمینی که احتمال ارتکاب جرم در آن به مراتب بیشتر است کم شود .امیدوارم در آینده ای بسیار نزدیک آدم های باهوشی دوباره بر سر کار بیایند و راه سید را در بسیاری از کارها و از جمله این راه ادامه بدهند .برگردیم به فیلم که درباره اینگونه مجریان بود .اولین نکته جالبی که فیلم نشان می دهد تناقضی است که بین زندگی واقعی (جورج) با تصوری که مردم از او دارند است (جورج) با همه ثروتی که دارد زندگی تنها و ملال آوری دارد. خالی از عشق و شور و هیجان .او حتی وقتی میفهمد مبتلا به بیماری صعب العلاج است حق اخم کردن و در خود رفتن را ندارد همه از او انتظار شاد بود و شاد کردن اطرافیان را دارند بلادرنگ من یاد (فیلم هنرپیشه) (مخملباف )افتادم (اکبر عبدی) دقیقا مثل (جورج سیمونز) بود حتی اگر واقعا دعوای خانوادگی داشت همه فکر میکردند فیلم بازی میکند و به او می خندیدند نکته بسار جالب دیگر که به نظرم بر خلاف فیلم (هنرپیشه) فقط مشکل را مطرح نمی کرد نشان دادن راه حل بود کارگردان فیلم به درستی شیوه جالبی برای درمان مشکل (جورج) یافته بود (یادمان باشد که مشکل چورج فقط بیماری جسمی نیست بلکه بیماری روحی او نیز هست ) وارد کردن سادگی به زندگیش.(آیرا) بازیگر مبتدی و تازه کار اما ساده و سالمی است که با سلامتی روحش سلامتی را به زندگی (جورج) برمیگرداند .جک های (آیرا) زیاد جالب نیست او حتی با ارتباط برقرار کردن با جنس مخالف هم مشکل دارد اما مزیتی که دارد به طور وحشتناکی ساده است و بی آلایش حتی در تکه ای از فیلم از زبان خودش به این نکته اشاره می شود .نکته دیگری که به حل مشکل (جورج) کمک شایانی می کند جبران اشتباهات گذشته است .او در زندگی قبلیش با خود خواهی تمام تنها کسی را که در زندگی داشته از خود رنجانده و طرد کرده بود.بنابراین به دلجویی از او و کسان دیگر مثل خواهرش و پدر و مادرش می پردازد .کدورت ها از زندگی او پاک می شود واو اکنون توانسته سرطان را شکست دهد .فیلمنامه این فیلم به نظر من یکی از بهترین فیلمنامه های کمدی امسال بود بسیار محکم و خوب نوشته شده بود وروال مناسبی هم داشت ضمن اینکه بازی خوب (آدام سندلر) و مخصوصا (سس روگن) کمک زیادی به فیلم کرده است .همه اینها به اضافه کارگردانی خوب (آپاتو) دست به دست هم داده است تا این فیلم محشر به وجود بیاید صحنه دعوای سه نفره در حیاط خانه (لورا) یکی از خنده دارترین صحه های کمدی امسال است توصیه من به دوستانم این است (آدم های بامزه) را ببینید (آدم های بامزه) را ببینید به امید زیاد شد ن آدم های بامزه در ایران خودمان .این هم لینک آی ام دی بی فیلم :
http://www.imdb.com/title/tt1201167/
نمره من به این فیلم 5/7(هفت ونیم) از 10 امتیاز
۱۳۸۸ آذر ۲۳, دوشنبه
The Ugly Truth 2009
The Ugly Truth 2009
کارگردان: Robert Luketic
بازیگران : Katherine Heigl (ابی) Gerard Butler (مایک چادوی) Eric Winter (کالین) و...
خلاصه داستان:
(ابی) تهیه کننده و مدیر یک برنامه تلویزیونی است که با افت تماشاگر روبرو است اما با آمدن (مایک ) به داخل برنامه اش که یک ((شومن)) است و اجرای برنامه (حقیقت زشت )به وسیله او آمار تماشاگران افزایش می یابد.(حقیقت زشت) برنامه ای درباره روابط بین زن و مرد است و نوع نگاه (مایک) به این روابط برای مردم جذاب است.( ابی) ابتدا از (مایک) متنفر است اما به خاطر به دست آوردن دل دکتری به نام (کالین) با اومشورت می کند و وقتی می بیند مشورت های (مایک) موثر بوده کم کم حرف های او را باور می کند تا اینکه....
درباره فیلم :
آقای (بیژن اشتری) در مجله وزین (دنیای تصویر) که البته من خیلی دوستش دارم عقیده دارند که فیلم حقیقت زشت فیلم ضعیف و بدی است .اتفاقا من گمان می برم که این فیلم سرگرم کننده و جالب هم بود.به نظر من مهمترین مساله در یک فیلم کمدی رمانتیک از نوع حقیقت زشت جواب دادن شیمی دو کاراکتر زن و مرد فیلم است و این اتفاق در حقیقت زشت رخ داده .زوج (کاترین هیگل) و (جرارد باتلر) بازی های خوبی از خود ارائه داده اند وخیلی هم با هم جور در آمده اند. وهمین مساله این فیلم را جذاب و سرگرم کننده کرده است البته مهم این است که ما از چه فیلمی چه انتظاری داشته باشیم من به شخصه فیلم (حقیقت زشت) را با فیلم های تین ایجری کمدی مقایسه میکنم مثل miss marchو یا فیلم fired up که در همین وبلاگ درباره آن ها نوشته ام .اما اگر آقای(اشتری) فیلم (حقیقت زشت) را بخواهد با فیلمهای محکم (تارانتینو) و( جیم جارموش) مقایسه کند البته حرف دیگری است .مهمترین نقصی که آقای (اشتری) به این فیلم می گیرد نوع نگاه فیلم به زن و مساله رابطه با مردان است خب شما اگر همه فیلم های تین ایجری این دو سه سال را نگاه کنید اغلب همین نگاه را دارند حتی اگر بخواهید این فیلم را جزو ژانر های دیگر کمدی هم ببرید باز صورت مساله پاک نمی شود و این نگاه در خیلی از ژانرهای کمدی دیگر نیز هست همین نگاه به قول ایشان عقب افتاده و قدیمی که زن را فقط و فقط به عنوان کالای شهوت رانی نگاه میکند و بس. به نظرم این عیبی است که باید اصولا بر سینمای گیشه هالیوود گرفت نه فقط به این فیلم خاص. اما ایراد دیگر ایشان از فیلم که آن را قابل پیش بینی دانسته اند کاملا به جا و منطقی است و با آن موافقم ضمنا من از (جرارد باتلر) به خاطر بازی در فیلم 300 دل خوشی نداشتم و با دید کاملا منفی به دیدن فیلم رفتم اما بازی خوبش در این فیلم اندکی از نگاه بدبینانه و تا حدی میهن پرستانه من را نسبت به خود تعدیل کرد.نکته دیگری که قابل ذکر است شخصیت این خانم (کاترین هیگل )که مدیرنسبتا خوبی است و شغل خوبی هم دارد اما از نداشتن همدم و مونسی در رنج و. عذاب است و به فکر ازدواج افتاده من را به یاد فیلم proposalو شخصیت خانم (ساندرا بولاک) انداخت که شباهت های بسیاری با یکدیگر دارند از اینکه مجبور می شوند در زندگی واقعی خود نقش بازی کنند و نقاب به چهره بزنند گرفته تا پی بردن به اینکه مرد رویاهایشان مدتها است که در کنار آن ها بوده اما او را نشناخته اند. اما چیزی که همنچنان در اینگونه فیلم های کمدی مرا رنج می دهد صحنه های وقاحت آور و فحاشی های غیر ضروری در فیلم است که اپیدمی شایع این گونه فیلم هاست و کمدی را در کام مخاطب های عام ایرانی مثل خودم همچنان زهر میکند .گویا همه کارگردان های هالیوود به این نتیجه رسیده باشند که بدون هتاکی و لودگی کسی را نمی توان خنداند .امیدوارم این شائبه از ذهن آنان روزی پاک شود .این فیلم به هر حال برای یک بار دیدن سرگرم کننده خواهد بود .این هم لینک آی ام دی بی فیلم :
http://www.imdb.com/title/tt1142988/
نمره من به این فیلم 5/5 از 10 امتیاز
۱۳۸۸ آذر ۱۸, چهارشنبه
Away We Go 2009