۱۳۸۹ اردیبهشت ۲۲, چهارشنبه

Shutter Island 2010



Shutter Island 2010

کارگردان: Martin Scorsese

بازیگران: Leonardo DiCaprio (تدی دانیلز) Mark Ruffalo (چاک) Ben Kingsley (دکتر کاولی) و...

خلاصه داستان:

(تدی دانیلز) به همراه همکارش مارشال های ایالتی هستند که مامور می شوند گم شدن یک بیمار روانی را در جزیره شاتر پیگیری کنند محل ماموریت آنها تیمارستانی است که( ریچل) از آنجا فرار کرده وقتی که دکتر کاولی ( پزشک تیمارستان ) از دادن پرونده های بیماران به آنها خودداری می کند معلوم می شود که اوضاع آنجا عادی نیست تحقیقات آنها به بن بست رسیده که ناگهان (ریچل) پیدا می شود اما به جای اینکه موضوع حل شود معما پیچیده تر می شود . داستان تازه شروع شده است ....

درباره فیلم :

نوشتن خلاصه داستان برای اینگونه فیلم ها کار بسیار مشکلی است هم اینکه باید کلیتی از داستان به خواننده ارائه بدهیم و هم اینکه آخر ماجرا را لو ندهیم پس اگر در قسمت خلاصه داستان خللی می بینید به بزرگواری خود ببخشید . اما وقتی که فیلم (جزیزه شاتر) تمام شد درست همان احساسی را داشتم که پس از پایان فیلم (بازی دیوید فینچر ) (مظنونین همیشگی برایان سینگر ) و (دیگران آمنا بار ) برایم به وجود آمده بود حس شیرین رودست خوردن ، کلک خوردن از کسی که دوستش دارید بسیار شیرین است درست مثل عاشقی که می بیند از معشوقه اش رودست خورده و بجای اینکه از دستش عصبانی باشد در دل تحسینش می کند . بعد از پایان فیلم علاقه ام به سینما بیشتر از قبل شد سینما هنوز برایم زنده بود فهمیدم که می تواند هنوز مرا نگران کند دو ساعت تمام مرا با خود به هر جایی که بخواهد بکشاند و بعد از همه حدس و گمان هائی که زده ام با خنده بگوید اشتباه می کردی تازه فیلم که تمام می شود باید برگردی از اول داستان و از نو شروع کنی وقتی که دوباره شروع کردی دیالوگ های همکار (تدی دانیلز افسانه ای) برایت مفهوم پیدا می کند: (( تو خوبی رئیس ؟)) ((حالت خوبه رئیس؟)) سرنخ هائی که مارتی کبیر در فیلم جا داده یکی یکی پیدا می کنی و از لذت کشف آنها از خود بیخود میشوی پس قاطعانه می گویم که این فیلم برای یکبار دیدن نیست در تماشاهای بعدی است که با مارشال نگران انس می گیریم و (جزیزه شاتر) برایت همه چیز می شود . سکانس افتتاحیه فیلم کلیتی از فیلم به ما ارائه می دهد که ابتدا همه چیز در مه فرو رفته است و چیزی مشخص نیست بعد کم کم سیمای محو یک کشتی کوچک پدیدار می شود در فیلم نیز ابتداهمه چیز گنگ و محو است و تماشاگر با حداقل اطلاعات روبرو است و ناگهان سیمای واقعی افراد روشن می شود . در فیلمبرداری از سکانسهای فیلم نیز این فاصله گذاری احساس می شود نماها و فضاهای فیلم در (جزیزه شاتر) ابتدا با رنگهای مرده و مات گرفته شده اما بعد از ماجرای فانوس دریایی در اواخر فیلم گویی رنگها جان می گیرند فضای سبز شاداب است و هوا عالی و بدون باران می شود حتی تصویر آخری که از فانوس دریایی نشان می دهد فانوس دریایی زیبایی است که استوار و درخشان در کنار ساحل ایستاده است و دیگر آن فانوس دریایی راز آلود در طول فیلم نیست اما با همه احترامی که برای اسکور سیزی قائلم حقیقتی را نمی توان نادیده گرفت که قدرت اصلی فیلم از کارگردان نیست بلکه از فیلمنامه است هر چند در دستان توانای او بوده که فیلمنامه به شاهکاری مانند (جزیزه شاتر) بدل شده اما بدون شک هر کارگردان دیگری نیز آنرا می ساخت فیلم خوبی می شد (جزیزه شاتر) به نوعی داستان هویت گم شده ما در دنیای جزیره ای پیرامونمان است داستان پیدا کردن هویت خویش است در جائیکه هیچ کس نمی تواند تو را کمک کند بجز خودت . تلفن قطع است و باران سیل آسا می بارد و کشتی بر نخواهد گشت این خودت هستی که باید زخمهایت را ترمیم کنی زخمهایی که هیولا می سازد اگر موفق نشوی هیولا خواهی ماند اما اگر موفق شوی حتی اگر در این راه جان بدهی نیز مانند یک انسان خوب مرده ای با این نگاه دیالوگ پایانی فیلم بین دو همکار معنی می دهد (تدی دانیلز) به همکارش می گوید: ((کدام یکی بهتر است؟ مثل یک هیولا زندگی کردن یا مثل یک آدم خوب مردن)) بی گمان در (جزیره شاتر) خود را یافتن از مشکلترین کارهاست تماشای چندین و چند باره این فیلم خالی از لطف نیست و لحظات زیبایی را برای شما می سازد. آنرا از دست ندهید .

این هم لینک آی ام دی بی فیلم :

http://www.imdb.com/title/tt1130884/

نمره من به این فیلم 9 از 10 امتیاز

۱۳۸۹ اردیبهشت ۱۹, یکشنبه

The Invention of Lying 2009


The Invention of Lying 2009

کارگردان: Ricky Gervais و Matthew Robinson

بازیگران: Ricky Gervais (مارک بلیسون ) Jennifer Garner (آنا) Rob Lowe (براد کسلر)

خلاصه فیلم :

در دنیایی که مردم آن نمی توانند دروغ بگویند و نمی دانندکه دروغ چیست مارک بلیسون نویسنده ای است که از کارش اخراج می شود و از لحاظ روحی نیز ضربه می خورد و صاحبخانه اش نیز جوابش کرده است که ناگهان حرفی غیر واقعی می زند و اولین دروغ ناخواسته توسط او گفته می شودو کارش راه می افتد.بعداز اینکه اوازموضوع اگاهی پیدامی کندشروع به استفاده از دروغ درجهت منافعش می کند و با استفاده از این حربه زندگی مارک عوض می شود اما جاهایی نیز هست که حربه دروغ کارساز نیست ....

درباره فیلم:

فیلم اختراع دروغگویی به ما نشان می دهد که اگر دروغ نبود چه زندگی وحشتناکی منتظر ما بود اگر دروغ نبود رویا هم نبود اگر دروغ نبود اسطوره هم نبود دین هم نبود نبوغ هم نبود حتی خلاقیت نیز در دنیای بی دروغ جایی نداشت دنیای بود که بهترین فیلمهایش روایت های کسل کننده تاریخ پیشنیان بود و مردمانش در نشان دادن نفرت به هم کوچکترین تردیدی به خود راه نمی دادند دنیای پر از انسانهای سرخورده و مایوس .فیلم روی ایده بکری دست گذاشته و از نظر فیلمنامه مشکلی ندارد و بازیگر نقش اول آن نیز که هم کارگردان فیلم و هم یکی از نویسندگان فیلمنامه است بازی روانی دارد تا جائیکه جنیفر گارنر در جلوی او کم می آورد و بازیش لوس و خنک جلوه می کند شاید به این خاطر است که آقای ریکی گراویس. نقش را بازی نمی کند چون بازیگر نیست بلکه فقط خودش را نشان می دهد مخصوصاً در قسمتهای دپرس بودن مارک او فوق العاده طبیعی جلوه می کند .

قسمت میانی فیلم به نظرم پر کشش تر از همه قسمتهای آن است آنجائیکه مارک مجبور شد که به مردم توضیح بدهد از کجا می داند مادرش به دیار نیستی نرفته بلکه به کاخی زیبا عزیمت کرده است و او مانند موسی دو لوح نوشت و ده قانون در آن قرار داد که آنها را برای مردم آورده و آن لوح هایش هم چیزی نبود جز دو جعبه پیتزا که قاوانین را روی آن چسبانده بود ( ادای دینی آشکار به فیلم ده فرمان ) با دیدن این سکانس این نکته به ذهنم آمد که اصولاً پیامبران با افراد عادی هیچ فرقی ندارند بجز اینکه مردم حرفهای آنان را تمام و کمال باور می کنند و در دنیایی که دروغ نباشد همه به نوعی پیامبرند اما وقوف بر آن مسئله مهمی است وچون تنهامارک به این امراگاه شده بوده میتوانست مانند پیامبر برای مردم قانون بیاورد و همگان برگرد او چون مریدان یک پیامبرجمع شوند . صحنه های تامل برانگیز در این فیلم کوچک و بی ادعا کم نیست فیلم برای دو ساعت تفریح و داشتن لحظه های شاد گزینه مناسبی است از دستش ندهید

این هم لینک آی ام دی بی فیلم :

http://www.imdb.com/title/tt1058017

نمره من به این فیلم 6 از 10 امتیاز



۱۳۸۹ اردیبهشت ۷, سه‌شنبه

Tooth Fairy 2010


کارگردان: Michael Lembeck

بازیگران: Dwayne Johnson (درک تامپسون) Ashley Judd (کارلی) Julie Andrews (لی لی)

خلاصه داستان:

(درک) که یک قهرمان هاکی سابق بوده اکنون فقط برای زدن حریف به زمین می رود و با هر ضربه ای دندان کسی را خرد می کند به همین خاطر در ورزش هاکی به او لقب ((پری دندان)) داده اند .اوضاع خوب پیش می رود تا اینکه دندان( تس) دختر شش ساله (کارلی) دوست دختر (درک) می افتد و بنا به رسم همیشگی( تس) آن را زیر بالش میگذارد تا فرشته دندان آن را با خود ببرد و به جایش پول به او بدهد اما (درک) که این داستان را باور ندارد پول را از کنار بالش دختر بر می دارد و به( تس) می گوید این ماجرا افسانه ای بیش نیست .اکنون ((پری دندان)) ها از این حرف او به خشم آمده اند و او باید تبیه شود...

درباره فیلم:

داستان فیلم برگرفته از افسانه ای مربوط به ملل آنگلو ساکسون است که بعد ها در اروپا و آمریکا تسری پیدا کرده است و بدین گونه است که: اگر کودک شش ساله ای دندان شیری اش افتاد نباید نگران باشد بلکه آن را باید زیر بالشش بگذارد و شب بخوابد تا پری دندان بیاید و دندانش را ببرد و به جایش پول می گذارد و بعد ازمدتی نیز دندانی محکم تر از قبل به او هدیه می دهد و اما درباره خود این فیلم باید بگویم پول را ببین که چه می کند با خلق این زمان .داوین جانسون(راک) که زمانی قهرمان کشتی کچ جهان بود و ادعای مردی و مردانگی می کرد حالا کارش به جایی رسیده که به خاطر یک مشت دلار لباس زنانه در فیلمی بچگانه می پوشد و تبدیل به پری دندان می شود . معمولا کسانی که از ورزش های رزمی به دنیای سینما می آیند فیلم هایی که انتخاب می کنند فیلم هایی است که در آن حرکات رزمی و قدرت بدنی خود را به نمایش گذارند فیلمی که حداقل چند صحنه بزن بزن داشته باشد تا بتوانند با لخت شدن خود عضلات در هم پیچیده شان را در معرض نمایش قرار بدهند .اوایل کار( راک) هم به همین گونه بود اما این دو فیلم آخر او که در ژانر بچه گانه بازی کرده نشان می دهد که او می خواهد ژانر های دیگر را نیز امتحان کند .شخصا فکر نمی کنم که او بتواند در ژانر های دیگر موفق باشد چرا که وی را بازیگر خوبی نمی دانم که از پس هر نقشی برآید چنان که همین فیلم اخیرش نشان داد از بازیگری چیزی در چنته ندارد اما به صحنه ای از این فیلم که قهرمان کشتی کچ جهان لباس دخترانه فرشته ها را پوشیده بود بسیار خندیدم که پول بی مروت چگونه مرد را از مردی می اندازد آتن هم با آن هیکل عضلانی اش .در کل این فیلم همین صحنه جالب توجه را داشت و دیگر هیچ .صرفا یک فیلم سرگرم کننده بچه گانه در رده سنی 10 تا 13 سال که اساس فیلمنامه اش بر یک باور کودکانه غربی ساخته شده به راستی اون بالا این همه دندان را میخواهند چه کنند ؟؟ خب البته بچه ها از این سوالات نمی کنند .فیلم ((پری دندان )) نه بازی های قابل توجهی دارد و نه فیلمنامه دندان گیری صرفا در حد یک نمایش تلویزیونی در یک بعد از ظهر در برنامه کودک است وتمام به همین دلیل حرف زیادی درباره آن نمی شود زد .اگر کودک هفت هشت ساله ای دارید که حوصله اش سررفته برای یک ساعت سرگرمی می توانید از این فیلم استفاده کنید البته باید دوبله اش را پیدا کنید این هم لینک آی ام دی بی فیلم :

http://www.imdb.com/title/tt0808510/

نمره من به این فیلم 4 از 10 امتیاز

۱۳۸۹ فروردین ۲۶, پنجشنبه

How to Train Your Dragon 2010


How to Train Your Dragon 2010

کارگردان: Dean DeBlois و Chris Sanders

صداپیشگان: Jay Baruchel (هیکاپ) Gerard Butler (استویک ) Craig Ferguson (گابر) America Ferrera (آسترید) و...

خلاصه داستان:

در روستایی دور افتاده که وایکینگ ها در آن زندگی می کنند همه چیز عادی است به جز بلایای آن .آنها دچار حمله توسط اژدهایان می شوند و وایکینگ ها مجبور به مقابله با آنها هستند.اما پسر رییس قبیله به نام( هیکاپ) که از لحاظ ناتوانایی بدنی با بقیه فرق دارد مثل بقیه نیز فکر نمی کند او نمی تواند اژدها بکشد و این امر ماجراهایی را به دنبال دارد...

درباره فیلم:

تم اصلی انیمیشن ((چگونه اژدهای خود را تربیت کنید)) در واقع تمی است که در سال های اخیر به کمپانی دریم ورکس جواب داده و این دلیل خوبی است که آنها این تم را دنبال کنند.تقریبا این خط داستانی که:موجودات هیولایی و زشت ممکن است چنان که به نظرمی رسد خطرناک نباشند در کارتون ((دیو و دلبر والت دیزنی))بسیار پر رنگ به چشم آمد و شاید شروع چنین جریان تفکری در کارتون ها بود حداقل من قبل تر از آن سراغ ندارم کارتونی راکه به این موضوع پرداخته باشد .و در ادامه کارتون ((شرکت هیولاها)) و مجموعه(( شرک )) این خط سیر را ادامه دادند که جواب خیلی خوبی نیز از گیشه گرفتند.اما اگر کلی تر به موضوع فیلم نگاه کنیم موضوع ((نگاهی تازه به اشیاء)) موضوعی است که از خیلی قبل تر به آن توجه شده است از جمله در عرفان شرق(جمله معروف سپهری را که یادتان هست چشم ها را بایدشست جور دیگر باید دید) و بسیار قابل اهمیت است که با این فیلم ها ((نگاه نو کردن)) رابه کودکانمان یاد بدهیم تا در آینده دنیایی که می سازند با دنیای کنونی فرق داشته باشد نکته جالبی که در فیلم آمده این است که از قضا کودک این فیلم سنت شکن است و نگاهی متفاوت نسبت به اطراف خود دارد و با همین نگاه متفاوت است که میتواند محیط خود را تغییر دهد.موضوع دیگری که فیلم به آن نظر دارد موضوع نفی خشونت است (هیکاپ) می توانست با کشتن آن اژدها به یک وایکینگ معمولی تبدیل شود و دیگر هیچ. اما اقرار او به این که من نمی توانم اژدهابکشم او را متفاوت کرد و نفی خشونت باعث تغییرزندگی او شد.چه بسا جنگ های بزرگی که میتوان با نگاهی این چنینی به صلح کشانید.از نظر بصری نیز کار دریم ورکس مثل همیشه عالی بود ولی با همه این ها این انیمیشن نمیتواند به موفقیت شرک دست پیدا کند .حتما مستحضر هستید که تا چند هفته دیگر فیلم جدید (شرک) اکران خواهد شد به نظرم زمان خوبی خواهد بود برای مقایسه این دو کارتون که به گمانم شرک پیروز خواهد شد.شاید یکی از این دلایل تکراری بودن موضوع کارتون باشد. به شخصه خود من کارتونی را به یاد می آورم که درباره قبایل وایکینگ ها بود و اتفاقا رییس قبیله پسری داشت که از لحاظ بدنی از سایر وایکینگ ها ضعیف تر بود و اتفاقا او مغز متفکر آن قبیله بود .این کارتون تا همین چند سال پیش از شبکه های داخلی خودمان پخش می شد .بنابراین تکراری بودن خط داستانی فیلم را میتوان از معایب این فیلم شمرد و همینطور جاهایی از فیلمنامه که منطق را کنار گذاشته بود (مانند زمان حمله به کلونی اژدهایان که با یک حمله کوچک همه اژدهایان فرار کردند و اژدهای ملکه را در نبرد با وایکینگ ها تنها گذاشتند ).همه اینها را گفتم اما بدون تردید تماشای این کارتون ساعتی فرحبخش و جذاب را برایشما پدیدار میکند که میتوانید با خیال راحت از ش لذت ببرید

این هم لینک آی ام دی بی فیلم:

http://www.imdb.com/title/tt0892769/

نمره من به این فیلم 6 از 10 امتیاز

۱۳۸۹ فروردین ۲۱, شنبه

Sherlock Holmes 2009




کارگردان: Guy Ritchie

بازیگران: Robert Downey Jr. (شرلوک هلمز) Jude Law (جود لاو) Rachel McAdams (ایرنا آدلر ) Mark Strong (لرد بلک وود)

خلاصه داستان

شرلوک هلمز به اتفاق همکار همیشگی اش دکتر واتسون آدم جنایتکاری را که در حال به قتل رساندن دختری است دستگیر می کنند . لرد بلاک وود به اتهام قتل چند دختر جوان به اعدام محکوم می شود اما او به شرلوک هلمز می گوید که باز خواهد گشت لرد اعدام می شود اما این پایان کار نیست ،نشانه هایی از بازگشت او نمایان می شود و وحشت همه لندن را فرا می گیرد ....

در باره فیلم :

برای کسانی مثل من که شرلوک هلمز را با سریال زیبای ماجراهای شرلوک هلمز و بازی استادانه (جرمی برنت) در نقش هلمز شناخته اند بسیار سخت است که شخص دیگری را در نقش هلمز بپسندند تجریه شخصی من این گونه است که پس از دیدن سریال مذکور به سراغ کتابهای (سر آرتور کانن دویل) رفتم و با کمال شگفتی دریافتم که هر چه بیشتر رمانها را می خوانم تصویر من از هلمز همان (جرمی برنت) دوست داشتنی و باهوش است کسی که از شمایل و حرکاتش ذکاوت و زیرکی میبارد و قیافه اش برای من تا مدت ها سمبل تیز فهمی وباهوشی بود(بعد ها آرسن ونگر مربی تیم مورد علاقه ام جای او را گرفت) . برای اولین بار بود که فیلمی برایم عزیز تر از رمان اصلی بود و وقتی می خواستم مقایسه کنم همیشه سریال را به کتابها ترجیح می دادم و بیشتر می پسندیدم نمونه دیگری را سراغ ندارم که فیلمی را از کتاب اصلیش بیشتر دوست بدارم بنابراین با چنین زمینه ای طبیعی است که هیچ فیلمی درباره شرلوک هلمز به مذاقم نچسبد چرا که هلمز های دیگر را همیشه با (جرمی برنت ) مقایسه می کنم و همچنان او را دست نیافتنی می بینم علی الخصوص اگر کسی مثل (رابرت داونی جونیور) نقش هلمز را بازی کرده باشد که اصلاً دل خوشی از او ندارم بهتر بود ایشان امثال همان (مرد آهنی2008) را بازی کند اما این فیلم به غیر از یک شرلوک هلمز افتضاح نقایص دیگری هم دارد دکتر واتسون جوان شده ( که به نظرم بدترین انتخاب برای این نقش جود لاو بود ) که باید جا افتاده تر از هولمز و محتاط تر از او باشد اصلاً شخصیت دکتر واتسون را نداشت مگر اینکه تصور کنیم کارگردان کاری به شرلوک هلمز و دکتر واتسونی که (دویل )خلق کرده و در سینما دارای تاریخچه خاصی هستند نداشته بلکه این دو نفر صرفاً کارگاه و دکتری هستند که تشابه اسمی با آن شخصیت ها دارند آنوقت می توانیم با خیال راحت بنشینیم و فیلم را تماشا کنیم و با خود ت بگویی بی خیال اینها ربطی به شخصیت های محبوب من ندارند(همینطور شخصیت خانم آدلر که از شخصیت زن زیرک داستان معروفی از سر آرتور به نام رسوایی در کشور بونهم وام گرفته شده که او تنها کسی است که دست هلمز را می خواند و از او زرنگ تر ترسیم می شود و همیشه هلمز از او با حسرت یاد میکند و در این فیلم کاراکتر خانم آدلر فرسنگ ها با او فاصله دارد) اما از این قضایا هم که چشم پوشی کنیم بازهم فیلم خالی از نقص نیست. فیلمنامه چندان قرص ومحکمی ندارد که نتوان از آن ایراد گرفت مخصوصاً در جمع و جور کردن آخر داستان و توضیح معماهای آن فیلمنامه اصلاً موفق نبوده مثلاً بعد از رسوا شدن حقه (لرد بلاک وود) جنایتکار به جای اینکه ایشان در صدد فرار باشد به سراغ خانم آدلر و هولمز در یک ساختمان نیمه ساز مرتفع می رود صرفاً به خاطر اینکه آنجا به دست هولمز شجاع به سزای عملش برسد و به دار مجازات آویخته شود و همینطور قضیه چگونگی فرار لرد از دار مجازات اولیه و توضیح تراشیدن برای آن که برای تماشگر دلچسب و باور پذیر نیست اما به حکم اینکه قدیمی ها گفته اند:عیب می جمله بگفتی هنرش نیز بگو فیلم تصاویر زیبایی دارد کارگردان و فیلم بردار در این قسمت از کار بسیار موفق بوده اند و توانسته اند لندن مه زده قرن 19 ( همان لندن چارلز دینکنزی که من عاشقشم ) را به خوبی به تصویر بکشند و این برای فیلم موفقیت بزرگی است که تماشای آنرا قابل تحمل می کند سخن آخر خود را با گذاشتن تصویر شرلوک هلمز همه دوران ها به پایان می رسانم تا اینکه با مقایسه عکس با پوستر فیلم برای همگان مشخص شود که استاد همیشه در اوج است


این هم لینک آی ام دی بی فیلم :

http://www.imdb.com/title/tt0988045/

نمره من به این فیلم 5/5 از 10 امتیاز



۱۳۸۹ فروردین ۸, یکشنبه

Wrong Side of Town 2010


Wrong Side of Town 2010

کارگردان: David DeFalco

بازیگران: Dave Batista (رونی گنده) Rob Van Dam (بابی) Jerry Katz (ست بورداس)

خلاصه فیلم:

بابی که تفنگدار دریایی ویژه با قابلیتهای خاص است اکنون تبدیل به مرد خانواده شده و در محله آرامی از شهر در کنار همسر و دخترش زندگی می کند تا اینکه همسایه جدیدی پیدا می شود و بعد از آشنایی آنان را دعوت به کلوپی می کند که مالک آن (ست بورداس) است در آنجا برادر (ست )که آدم نامتعادلی است و مواد هم مصرف کرده قصد آزار و اذیت همسر( بابی) را دارد که بابی به موقع سر می رسد و جلوگیری می کند اما در یک درگیری ناخواسته برادر (ست) توسط چاقوی خودش کشته می شود.وقتی که پلیس (بابی) را بی گناه تشخیص می دهد ( ست) خودش دست به کار می شود و برای زنده دستگیر کردن( بابی) صد هزار دلار جایزه تعیین می کند بنابراین همه اراذل شهر به سراغ (بابی) می روند و او مجبور است با آنان دست و پنجه نرم کند ...

درباره فیلم:

صحنه ای از فیلم هست که وقتی (بابی) با مهارت دشمنانش را کتک می زند و ماشین آنها را می گیرد یکی از آنها می پرسد این کارها را از کجا یاد گرفته ای و بابی می گوید: (( کلی فیلم جکی چان دیدم )) ای کاش بجای اینکه (بابی) این همه فیلم جکی چان می دید کارگردان محترم فیلم چند تایی از آن فیلمها را نگاه می کرد تا راز و رمز و جذابیت فیلمهای رزمی و اکشن را درک کند . سالهاست که قهرمانان عرصه ورزش وارد سینما می شوند از بروسلی و جکی چان گرفته تا آرنولد و مایکل جردن حتی در ایران خودمان نمونه های موفقش فردین و بیک ایمان وردی را می توان نام برد اما تنها نمونه هایی ماندگار شده اند که در کنار قهرمان ورزشیفیلم کارگردان خوش سلیقه ای نیز باشد تا از قابلیتهای قهرمان به نحو احسن در فیلم استفاده کند چند سال پیش ( راک ) قهرمان کشتی کچ آن زمان به سینما آمد و با چند فیلم نیم بند موفقیتی مالی یا شهرتی برای خود کسب کرده که پس از مدتی (جان سنا) و اکنون (راب ون دام ) و جناب ( باتیستا ) (( در این فیلم مورد نظر )) از دنیای کشتی کچ به طمع افتاده اند و برای رسیدن به شهرت او راهی دنیای سینما شده اند اما بخت با آنان یار نبود و دچار کارگردان و فیلم نامه ای شدند که ادامه کار برای آنها را در سینما بسیار مشکل کرد بعید می دانم که دیگر تهیه کننده عاقلی بیاید و با چنین سابقه ای روی این دو ورزشکار سرمایه گذاری کند و فیلم دومی با شرکت آنان بسازد. یکی از مهمترین جنبه های قابل مانور در چنین فیلمهایی صحنه های اکشن و به تعبیر خودمانی صحنه های بزن بزن آن است مثلاً موفقیت اصلی فیلمهای جکی چان در نوآوری صحنه های اکشن و چاشنی کردن طنز به آن سکانس هاست که فیلمهایش را دیدنی و پر فروش کرده است اما در صحنه های اکشن این فیلم نه تنها چیزی از نو آوری نمی بینیم بلکه این سکانسها جزو ضعیفترین سکانسهای این فیلم است این صحنه ها چنان آبکی و وا رفته هستند که نه تنها باعث جذب طرفداران این دو قهرمان به سینماها نمی شوند بلکه باعث دلسردی و طرد آنان نیز می شوند چرا که آنها در رینگ کشتی کچ صحنه های اکشن به مراتب قوی تری را خلق کرده اند . فیلم از لحاظ فیلمنامه و نحوه شکل گیری داستان نیز با نقاط ضعف بسیاری روبرواست اینکه( باتیستا) در ابتدا دوستش را به خاطر صد هزار دلار رها کند و بعد با یک جمله او ناگهان به راه راست هدایت شود و جوانمردی را پیشه کند و قید صد هزار دلار را بزند آنقدر ناشیانه و غیر قابل باور به تصویر کشیده شده که هیچ بیننده ای رامتقاعد نمی کند حتی ساده اندیش ترین آن ها را.نکته جالب دیگری که در تبلیغات این فیلم دیده میشود گول زدن ماشاگران است بدینصورت که چون (باتیستا) معروف تر از (راب ون دام) است تصویر او در پوستر فیلم درشت تر و جلو تر از بقیه نشان داده میشود درحالی که نقش او در فیلم و فرعی و کوتاه است راستش احساس می کنم با دیدن این فیلم فقط وقتم را به هدر داده ام.اگر شما هم از علاقمندان به کشتی کچ هستید همان بهتر که این دو قهرمان را در رینگ کشتی ببینید تا اینکه در این فیلم بی سر و ته و ضعیف به هر حال از من گفتن بود(( تو خواه از سخنم پند گیر و خواه ملال))

این هم لینک آی ام دی بی فیلم:

http://www.imdb.com/title/tt1431191/

نمره من به این فیلم 4 از 10 امتیاز

۱۳۸۹ فروردین ۱, یکشنبه


بسکه بد می گذرد زندگی اهل جهان
مردم از عمر چوسالی گذرد عید کنند


امیدوارم همه دوستان شاد و خرم باشند سال نو مبارک باد